« الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا » آیه۳سوره مائده
" امروز کامل کردم برای شما دین شمارا و تمام کردم برشما نعمت خود را و راضی شدم و پسندیدم برای شما دین اسلام را ."
حضور محترم برادر عزیز آقای کردی
سلام عرض می کنم ، امیدوارم که حالتان خوب باشد ودر راه انجام وظائف شرعی و الهی خویش کوشا و موفق باشید . در عصری که تعهدات ومسئولیتهای انسان به خاطر وقوع انقلاب اسلامی نسبت به اسلام و سرنوشت مسلمین بیشتر شده ، در نامه هایی که ما مسلمین و امت رسول الله (ص) نیز به هم می نویسیم ، به جای احوال پرسی و ذکر مسائل شخصی ، مکلف هستیم که از اسلام و از حقایق سخن بگوئیم .
درد امت بزرگ اسلام چیست ؟
شما و ما بخوبی می دانیم که دردجامعه اسلامی و امت بزرگ اسلام چیست ؟سبب سقوط و انحطاط مسلمین ، سلطه کفار و منافقین و طواغیت و ظالمین و ملحدین و دشمنان خدا و دین، برآنها به چه عواملی است . همه به خوبی می دانیم که چرا امت بزرگ و واحده اسلامی فرقه ، فرقه و گروه ، گروه شده وبه قول قرآن کریم ، « کل حزب بما لدیهم فرحون »آیه53سوره مومنون ( هر حزب و دسته و گروهی به آنچه که خودش دارد ، شاد و راضی است ) و هر گروهی به مسائل خودش سرگرم و از درک واقعیتها و مشکلات اسلام و جامعه مسلمین بی خبر است .
آری ، برادر علت همه این بدبختی ها جهل وغفلت و ترس و تفرقه مسلمین است .و اما جهل به خاطر اینکه مسلمین ، امروز آن آگاهی شناخت لازم را از اسلام اصیل و اسلام فقاهتی ندارند وغافل هستند ، چرا که استعمار واستحمار در رگ وریشه و پوست و گوشت و استخوان و تا درون خانه های آنها و از اخلاق وفرهنگ آنها گرفته تا مسائل اجتماعی – سیاسی و حتی حکومت آنها نفوذ کرده و آنها را چنان که فرعون ، بنی اسرائیل را به بندگی خویش کشیده بود ، به بندگی کشیده و عظمت گذشته شان را از یادشان برده وآنها را همچون عروسکهای کوکی درست و در اختیار گرفته ، ازتمامی منابع و مخازن آنها استفاده های مجانی می کند و فرهنگ پوشالی و ضد خدایی اش را گاهی به صورت قهرمانان ساخته ای ، گاهی به صورت اجناس لوکس و مدرن وزمانی به عنوان صنعت و تمدن و در آخر به عنوان دفاع از حقوق بشر وحمایت بشر به آنها تحمیل می کند و جنگهای خانه مان براندازی که همه شاهد قتل عام هزاران هزار بی گناه هستیم ، که " از ماست که بر ماست " ، و اما چرا می ترسند ؟ چون اراده اشان را از آنها گرفته اند
در طول قرنها حکومتهای ظالمانه و جابرانه ازبنی امیه و بنی عباس تا به امروز ارداده انسانی را به کلی از آنها سلب نموده اند . و مسلمین به قول امام امت ، باورمان آمده که نمی توانیم روی پای خودمان بایستیم و نمی توانیم در مقابل اینها قد علم کنیم ، چرا که آنها قدرت و زروزور دارند و چرا مسلمین متفرق شدند ؟
خودتان بهتر می دانید برادرعزیز ، ریشه اینها همگی برمی گردند به زمان وفات پیامبر (ص) و بلکه قبل ازرحلت ایشان و آن دسته بندی ها وباند بازیها و جریانات انحرافی که نطفه اش قبل از رحلت پیامبر(ص) بسته شده وبارور گردید و در زمان رسول الله (ص) هم چون آتش زیرخاکستر پنهان بود و نمی توانست ابراز وجود علنی کند ، اما به محض اینکه رسول الله (ص) از دنیا رحلت فرمودند وبه دیدار معشوق و معبود خویش شتافتند ، توطئه ها علنی شد ، خاکستر ها را کنار زدند و امت اسلام و دین اسلام و حاصل زحمات 23 ساله رسول خدا (ص) و بلکه حاصل زحمات تمامی انبیاء (ص) و اولیاء خدا را پایمال کردند . آتش به دین و اسلام وامت اسلام زدند .
گفتگوی برادرانه
امیدوارم آن حسن ظنی که نسبت به شما داشته ودارم ، شما بتوانید با رفتار وبرخورد منصفانه تان درمن بیشتر کنید و ازروی اصول منطقی و عاقلانه با مسئله برخورد نمایید .تعصبات نمی گذارند که انسان ، حقایق را بفهمد در راه تحقیق و بررسی و کشف حقایق ، بزرگترین مانع همین تعصبات کور و بی هدف هستند .
در مدتی که با شما بردار عزیز بودم از حسن رفتار شما بسیار فایده ها بردم ، درسهای زیادی را گرفتم که به منزله گنجینه ای گرانبها برایم خواهند بود مدتها بود که می خواستم با شما صحبت کنم ، اما موقعیت را مناسب نمی دیدم ، تا اینکه با برادر عزیزم " موذن زاده " صحبت و مشورت کردم که با برادران سنی درباره مسائل امامت و خلافت ومسائل اعتقادی دوستانه و برادرانه صحبت کنیم و حالا که انقلاب این چنین فاصله ها را برداشته و ما را در یک سنگر علیه دشمن متحد کرده و به جهاد فی سبیل الله واداشته ، چه بهتر که از این نعمت خدا قدردانی وتشکر کنیم و همین مقدارفاصله ای که مانده از میان برداریم تا واقعا خدا را از خودمان راضی کرده باشیم .
ایشان در جواب فرمودند که ممکن است افرادی از این مسئله سوءاستفاده کنند و دو مرتبه دست منافقین بازبشود و غائله شیعه و سنی راه بیندازند و برادری و اخوتها و دوستی ها و ایثارها و فدارکاری ها را تبدیل به کینه و دشمنی و یاس و تفرقه کنند و این بزرگترین خیانت به اسلام و انقلاب و آرمان شهیدان و خلاف دستور صریح امام است . در نتیجه ما هم پرهیز کردیم . اما الان موقعیت طوری است که می توانیم از طریق نامه که فقط شما بدانید و بنده ،خدا هم ناظر است ، شروع کنیم از حقایق و از دردها گفتن و کمر همت ببندیم که هر موقع حقیقت روشن شد در مقابل آن تسلیم شویم و در راه دفاع از آن زخم زبانها و نیشها و فشارها را از ناحیه هرکس و هر گروهی هرچند محترم باشد تحمل کنیم و دست از حق وعدالت برنداریم .
بحث به قدری دامنه دار و طولانی است که دریک نامه و چند نامه نمی گنجد و وقت زیادی را می برد . اما امیدوارم که خداوند صبر جمیل و ثبا ت قدم و انصاف بدهد تا این گفتگوی برادرانه را شروع کرده به یاری خدا ادامه دهیم .
غدیر خم از مسلمات تاریخ اسلام
آیه ای که در بالای نامه نوشته ام شیعه و سنی بالاتفاق معتقدند که شان نزولش مربوط به واقعه تاریخی و سرنوشت سازغدیرخم و مسائل مربوط به آن است . پیامبر(ص) ازطرف خدا مامور بود که برای خودش جانشینی برگزیند و این چیز تازه ای نبود که مسلمانان از آن بی اطلاع باشند ، بلکه همه می دانستند که انبیاءگذشته نیز جانشینان شایسته از طرف خدا انتخاب کرده اند . واقعه غدیر خم از مسلمات تاریخ اسلام است و به قدری واضح وروشن هست که دست تحریف گران حرفه ای و مورخان درباری و وابسته و سود جویان دنیا طلب از قلب آن کوتاه مانده وبحمدالله همچنان تاریخ آن بدون ابهام وجود دارد ، آنهم درکتابهای رجال و مردانی که تمامی مسلمین و بلکه مورخان به صحت آن معترفند.
واقعه غدیرخم نه حدیث و روایت است که بتوانیم بگوئیم در سندش نقصی است و نه یک پیشامد معمولی که بتوان گفت که اینهم در ردیف مسائل بیشماری است که درتاریخ اسلام روی داده و حالا هم زمان آن گذشته ، بلکه حاکی از بیان یک ضرورت دائمی در حیات اسلام را دارد . پیامبر (ص) درحجة الوداع ، یعنی آخرین حجی که رفتند ، موقع برگشتن در محلی به نام غدیرخم که معمولا اجتماع کاروان حجاج بود وراههایی از آن منشق می شد ، رسیدند و درآن گرمای سوزان دستور دادند که همه اجتماع کنند . خوب رسول الله (ص) در چنین موقعیتی چه مسئله مهمی را می خواهد بگوید، چرا در مکه نگفت ؟ چرا در مدینه نگفت ؟ اینها همه سوالاتی است که اگر به آن جواب صحیح و قانع کننده داده شود ، بسیاری از ابهامات برطرف و اشکالات رفع خواهد شد . اما چون درخور ما نیست که وارد این بحثها شویم ، به اهلش واگذار می کنیم . همین قدرکه ازتاریخ و از زبان علمای متدین و محقق وباانصاف شنیده ایم و مورد اتفاق شما و ماست می گوئیم و اکتفا می کنیم .
خوب چرا پیامبر (ص) در آن گرما ودر آن شرایط پیام خدا را ابلاغ کردند ، درحالیکه اوقات بی شماری برپیامبر (ص) وحی نازل شده بود که احتیاجی ندیدند که همه را جمع کنند بلکه بعد ها به گوش مسلمین می رسید اما این بارقضیه از اهمیت ویژه ای برخوردار است . مسئله بسیار حساس و جدی است .
چرا خداوند می فرماید : اگر این پیام ما را نرسانی به وظائف عمل نکرده ای و رسالتت ناتمام است ؟
برای این که آینده اسلام و مسلمین در آینده اسلام و مسلمین در این پیام الهی خلاصه می شود و اگر ابلاغ نشود و تحکیم نشود ، زحمات 23 ساله شخص رسول الله (ص) نیز به هدر می رود . اینجا قضیه بیعت گرفتن است از مدعاهای دروغینی که بعد نقض بیعت می کنند و ادعای جانشینی رسول الله (ص) را خواهند داشت .
رسول خدا (ص) باید علاوه بر پیام رساندن وابلاغ وحی آسمانی به مردم ، از آنها برثبات قدم درراه تحقق خواسته خداوند تبارک وتعالی پیمان بگیرد وراه هرگونه سوءاستفاده و تحریف وتفسیر به رای از این پیام الهی را ببندد و توطئه هایی که به خوبی می دانست و آگاه بود که بعد از او به وقوع می پیوندد ، خنثی نماید و حداقل حجت را تمام کرده تا پیروان حقیقی او بعد از او پرچم هدایت و ریسمان الهی را بشناسند حجت خدا در زمین را بشناسند و از او پیروی کنند که قرآن می فرمایند : " و لکل قوم هاد " یعنی برای هرقومی وهرملیتی در هر زمانی هدایت کننده ای به سوی خدا هست . و این مسئله بعد از رسول خدا (ص) تا زمان حال نیز و تا آینده بوده و هست و خواهد بود . در غدیرخم چه کسانی بودند ؟ مهاجرین یعنی اونهایی که با سابقه ترین افراد در اسلام اند . انصار = کسانی که رسول الله و یارانش را در مدینه در آغوش خودشان جا داده اند و اسلام را یاری کردند . بزرگان اسلام ، رجال و شخصیت های برجسته مسلمین و فرقه ها و گروه های مختلف مسلمانان ، بنابراین اجتماعی را نمی توان یافت که همچون این اجتماع از چنین ویژگی هایی برخوردار باشد .
رسول الله (ص) بعد از حمد وثنای خدا دست علی ابن ابیطالب (ع) را گرفتند و طوری آن را بالا بردند همه ببینند و کسی نتواند شبهه ای بعد ها ایجاد کند و ولایت اورا بعد از خودشان از جانب خدا تعیین فرمودند .
و این روایت از پیامبر (ص) است که در همان روز فرمود : " من کنت مولاه فعلی مولاه " ( هرکس که من براو ولایت دارم ، علی هم براو مولاست و بر او ولایت دارد .) جمع کثیری از علمای اهل سنت ، مولا را به معنی دوست و برادر و معانی دیگر تفسیر کردند . براستی آیا می توان باور کرد که پیامبر (ص) مردم را درگرمای سوزان آن هم در حجة الوداع جمع کند و اصرار بورزد که همه بفهمند که علی (ع) دوست اوست .اگر این فرض درست باشد احتیاج به این همه اصرار پیامبر (ص) و اجتماع مردم ندارد بلکه مردم همه می دانستند که پیامبر (ص) علی (ع) را از کودکی بزرگ کرده است و دراغلب جنگها بوده ، درتمامی مشکلات با او سهیم بوده دوستی وفداکاری او نسبت به پیامبر (ص) برهمه مردم امری ثابت و مسلم بود .
علی (ع) مشعل هدایت
حالا اگر پیامبر بعد از آنکه مردم درطول بیش از ۲۳ سال بودن با علی (ع) ، حالا در چنین اجتماعی بخواهد دوستی علی (ع) را با خودش به مردم اعلام کند .
این غیر منطقی وبه دور از عقل سلیم است . پس قضیه به این سادگی ها نیست که اینها خیال کرده اند که با تحریف قول پیامبر(ص) می توانند پرده ای برچهره ی تابناک حقیقت بیافکنند و هیچ عاقلی این مسئله را نمی پذیرد که عالم نماها بخواهند سنت رسول الله (ص) را تحریف کنند . اینها در ردیف علمای یهودند که قرآن خطاب به آنها می فرماید :
« و امنو بما انزلت مصدقا لما معکم و لا تکونوا اول کافر به ولا تشتروا بایاتی ثمنا قلیلاو ایای فاتقون»
یعنی « ایمان بیاورید به آنچه نازل کردیم که تصدیق می کند آنچه که باشماست و نباشید جزو اولین کسانی که به آن کافر شدند و آیات مرابه بها وقیمت اندک و ناچیز مفروشید و از من بترسید » تا آنجا که دردنباله آیات می فرماید :
« ولا تلبسوا الحق بالباطل وتکتموا الحق و انتم تعلمون ( بقره .40-39) یعنی :
و مپوشید حق را به باطل و پنهان مکنید حق را و حال آنکه شما حقیقت را می دانید »
درحالیکه پیامبر (ص) بعد از آنکه ولایت حضرت علی (ع) را اعلام فرمودند ، این دعا را درباره اش فرمودند :
« اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصرمن نصر و اخذل من خذله »
خدایا دوست بدار کسی را که علی (ع) را دوست دارد و ولایتش را بپذیرد و دشمن بدار کسی را که دشمنی کند با او ، ویاری کن کسی را که علی (ع) را یاری کند و واگذار کسی را که علی (ع) را وا گذارد.
دقت در مضامین این دعا خیلی از مسائل را روشن می کند . این یک دعای ساده ای نیست که پیامبر(ص) کرده باشد ، دارد به مسلمان ها خط و جهت می دهد . که بعد ازمن مشعل هدایت علی (ع) است ، دوستی علی (ع) را در ردیف دوستی خدا و دشمنی با او را دشمنی با خدا می داند و به مردم اعلام می کند وقطعا آنها هم در آن شرایط آمین می گفته اند و نیز یاری کردن علی (ع) را یاری دین خدا و واگذاشتن او را واگذاشتن و بی تفاوت بودن در مقابل دین خدا می داند ، یعنی او اسلام مجسم است . مورخان شیعه و سنی نوشته اند که بعد از این اعلام از طرف پیامبر (ص) مردم گروه گروه آمدند و با علی (ع) دست بیعت دادند که بر ولایتش وبر یاری او ثابت قدم باشند تا دین خدا در زمین تحقق عملی یابد و تا احکام خدا به جای طاغوت و ضوابط طاغوتی و تا حکومت خدا برمردم حکمفرما باشد . ومی نویسند اول کسی که با علی (ع) بیعت کرد وبه او تبریک هم گفت ، عمربن خطاب بود و مسلمانها همگی درآن روز با امیرالمومنین (ع) بیعت کردند و وقتی که همگی بیعت کردند ، این آیه شریفه بر پیامبر(ص) نازل شد : امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما برگزیدم .
و این واقعه به عنوان بزرگترین فصل تاریخ اسلام ثبت شد و در سینه ها ماند و اصلا امامت درمتن اسلام هست و مردم با آن خو کرده بودند و امامت عنصر تازه ای نبود که برای مردم غیر منتظره جلوه کند و نیزچیزی نبود که به شورا واگذار شود .
حکومت دراسلام یعنی حکومت خدا برمردم که از طریق حکومت رسول بر مردم که نماینده خدا درزمین است اعلام می شود ( انی جاعل فی الارض خلیفه ) یعنی من درزمین برای خودم جانشین قرار می دهم و بعد از رسول الله (ص) به آن حد نیست که بتوانند از عهده این مهم برایند و کسی که مدعی جانشینی رسول را دارد باید تمامی مسلمین برایشان مسلم شده باشد که رسول اورا برگزیده ، نه مثل معاویه که خودش را اولوالامر وزمامدار مسلمین برمردم تحمیل کرده بوده و از هیچ جنایاتی خودداری نمی کرد .
حال که صحبت بدینجا رسید خوب است که منصفانه روی این حادثه تاریخی و حوادثی که بعد از رسول الله (ص) به وقوع پیوست ، عمیقا بیندیشیم و عقلمان را قاضی کنیم و خدا را به یاری بطلبیم تا راه را نشانمان دهد . البته در اثبات ولایت و امامت علی (ع) و فرزندان معصوم آن بزرگوارادله و شواهد عقلی ونقلی و تاریخی از جمله آیات قرآنی وجود دارد که هیچ گونه تردیدی در آنها وجود ندارد که ما به یاری و لطف کرم خدا انشاءالله در نامه های بعدی به ترتیب تا آنجا که لازم و کافی باشد خواهیم نوشت و دلایل را یکی یکی بررسی می کنیم تا حقیقت کاملا برملا و باطل رسوا شود و ما مسلمین بتوانیم با شناختن حقایق و پیروی از آنها ، از این همه بدبختی ها و سیه روزی ها که استعمار برایمان به وجود آورده نجات یابیم و به وحدت فکری و عملی برسیم .
"انشاءالله