بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت استاد عزیز و برادر گرامی مصطفی مؤذن زاده سلام عرض می کنم امیدوارم که خدواند بیش از پیش توفیق خدمتگزاری به اسلام را به شما عنایت فرماید. قبلاً که انسان می خواست نامه بنویسد معمولاً در مسائل ساده و احوالپرسی و امثال این امور خلاصه میشد. اما حالا که در پرتو انقلاب ارزشها و معیارها دگرگون شده حرفها هم عوض شده گاهی که برای دوستان نامه می نویسم خیلی از مسائل را در نامه منعکس می کنم اما برای شما چیزی ندارم که بنویسم شما خودتان زبان گویای اسلام اصیل هستید و به گردن ما حق استادی و برادری دارید. اینجانب از زمانی که با شما آشنا شدم شبی بود که شهید اکبر محمد حسینی را آورده بودند و ما همگی رفتیم خانة علی آقا ارجمندی، آن شب همه بچه ها بودند همة بچه هائیکه شهید شدند، بودند. یادم نمی رود من همانشب فکر می کردم و به خودم می گفتم که این بچه ها یکی پس از دیگری می روند هر کس آن طور می رود که زندگی می کند. اولین جلسه ای بود که شما سوره های والضحی و الم نشرح را تفسیر کردید که اثری عمیق در من گذاشت و دریچه ای از معارف اسلامی آنهم به سبکی نو به روی من باز شد ناصر در همان جلسه می گفت ای کاش می توانستم بیشتر استفاده کنیم. من مطالب آن جلسه را اگر خداوند کمک کند می توانم کنفرانس بدهم و بازگو کنم تا این حد مرا مجذوب خود کرد. من با آمدن به آن جلسه زندگی دیگری یافتم با بچه هائی آشنا شدم که به قول امام از مصادیق بارز "رجال صدقوا "بودند و اینهائی هم که مانده اند مصادیق بارز "و منهم من ینتظر "هستند من در تمامی عمرم این چنین جمعی را ندیده بودم و نخواهم دید آن روزی که با شما در گیلان غرب بودیم شما پیشنهاد کردید که برویم کوه در بین راه من از شما خواستم که مرا ارشاد فرمائید جمله ای فرمودید که بهترین درس برای من بود.
فرمودید این کوه را می بینی درونش غوغاست ذره ذره وجودش در حال حرکت تسبیح است در ذاتش هیاهوست ببین چه قامت بلندی دارد، چطور مقاوم ایستاده است، اما ظاهرش آرام است، افتاده است، متواضع است. یعنی انسان مؤمن دلش خون است اما ظاهرش آرام و ساکت.
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل
کجا دانند حال ما، سبکباران ساحلها
امروز آن بچه ها رفتند و ما ماندیم در حالی که قدر آن جلسات و دقایق عمرمان را ندانستیم. امیدوارم که ما را ارشاد فرمائید. خدا می داند نشد که من شما را ببینم و با شما بنشینم اما درسی یاد نگرفته باشم، نشد. همیشه از شما درسها آموخته ام که امیدوارم بتوانم مانند یکی از غلامان و خدمتگزاران یاران حسین درسها را پس بدهم. به امید پیروزی اسلام بر کفر، عدالت بر ظلم، معنویت بر مادیت و به امید سلامتی رهبر انقلاب یک حمد قرائت فرمائید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
علی ماهانی ۱۴/۳/۶۲
اصل دستخط شهید علی آقا ماهانی وامضاء ایشان


+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 15:35 توسط
|