بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت استاد ارجمند و برادر عزیزم آقا مصطفی سلام عرض می کنم امیدوارم که خداوند پیش از پیش شما را….. ولطف و عنایاتش قرار دهد. نامه دردمندانه و آموزنده شما به دستم رسید. من می دانم که چی برای شما ....خودتان در مواقع حساس مسائل ما را حل می کردید. نامه را که خواندم خیلی به فکر فرو رفتم به احمد مراد علیزاده وجوادرزم حسینی هم نامه را دادم خواندند. ترس ما از این است که خیلی ارزشهایی که اوایل جنگ بود .... دارند از بین می بروند خیلی ارزشها دارد فراموش می شود و خوف این می رود که خداوند نعوذ باا... بار دیگر... که بهای سنگینی را باید بپردازیم خیلی از بچه ها را می بینیم که همچون ابوذر بیابانگرد منتقل شده اند به آن حدی.. خیلی از بچه هایی که انحراف شدید فکری و اخلاقی داشته اند متحول شده اند.
انقلاب آنها را پذیرفته...آنها ارزشهای این انقلابند ونباید اجازه دهیم که بدست فراموشی سپرده شوند. بچه هایی هستند که پا ندارند ولی به جبهه آمده اند اینجا مانده اند اگر جنگ یک جنگ مردمی نبود این عاشقان عارف را چه کسی اجازه آمدن به صحنه نبرد می داد. چنین انسانی را شاید خیلی از ما برایشان ارزشی قائل نیستیم آن درد درونی و آن سوز و گدازها و ضجه ها و ناله های قلبی او را کسی شنیده و دیده؟ این ارزشها فراموش می شوند. بچه هایی که اگر از دوست هم زخم زبان و سرزنش نثارشان می شود، باز هم از اسلام و امام دست بر نمی دارند آیا فراموشی این ارزشها یکی از دلائل بوجود آمدن رمضان و والفجر نبود؟
بی اعتنایی به شعائر خدا نبود که تقوی از دلمان رفت و به جایش غرور آمد(و من یعظم شعائر الله و ... تقوی القلوب)
بسیاری از ما در هدف اولیه که عشق به جهاد و انجام تکلیف خدا جهت خشنودی ...جهاد متجلی شده فراموش کردیم. همین هاست که شکست ها برایمان هیچ گونه توجیهیی ندارد و ناامید می شویم و خودمان را می بازیم من نمونه اش را در عملیات رمضان و والفجر دیدم. گرچه سرتان را درد آوردم. یادم نمی رود بعد از عملیات والفجر آمدم نزد شما قران را بدستتان دادم.
جلوی کانکس فرماندهی نشسته بودیم گفتم آقا مصطفی دوستانم شهید شده اند یه چیزی بگو دلم آرام شود شما هم گفتید: اذان سرخ بخوان ای بلال مسجد عشق- برسان به گوش ملائک قنوت باران را – بکو چ هم نفسانم که رفته اند از شهر- بدل غنیمت صبر است سوگواران را- ما این چنین روحیه ای را احتیاج داریم تا از حالت تعادل خارج نشویم.
جای شما این جا بسی خالی است. ای کاش شما می آمدید ای کاش می امدید ای کاش می آمدید. شما برای ما به منزله شهیدی هستید که دستمان از او کوتاه شده. اما آن خاطراتی که با تمامی وجودتان عجین شده از شهدا از یاران خوبتان از آن ایثارها و اخلاص ها. شما متعلق به آنجا ندارید. هجرتی دیگر باید تا به دنبالش تحولی. من مطمئن هستم که شما می آیید. شما جسمتان و کالبدتان آنجاست اما روحتان در سنگر هاست که نه روحتان در آسمانها پیش محمدعلی و ناصر و منصور و دیگران است .
به یاد عربت علی به یاد مظلومیت علی به یاد دردهای علی که با وجود عشق عمیقی که به مکتبشان داشت حاضر شد 25 سال آن همه نیروهای جوشان درونش را به خاطر خدا به بند بکشد و بعد از 25 سال،وقتی از او خواستند که علی به صحنه بیا، علی چهره های نورانی شهدا تو را نظاره گرند و علی آمد، آمدن علی بود که او را به قتلگاه برد. این بار آمدنش فزت و رب الکعبه بود. علی گونه ها نیز این گونه اند.
والسلام علیکم و رحمت ا... و برکاته
برادر شما علی ماهانی امضاء
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386 ساعت 23:21 توسط
|